تبلیغات
روزی از روزهای خدا - ترانه ای از حسین منزوی
شنبه 11 مهر 1394

ترانه ای از حسین منزوی

   نوشته شده توسط: مهشید    نوع مطلب :زیباترین ها ،

آهای تو که یه «جونم»ت، هزار تا جون بها داره


بکُش منو با لبی که بوسه شو خون بها داره


بذار حسودی بکُشه، رقیبو وقتی می کُشه


سرش تو کار خودشه، چی کار به کار ما داره ؟


سرت سلامت اگه باز میخونه ها بسته شدن


با چشم مست تو آخه، به مـِـی کی اعتنا داره ؟


این همه مهربونی رو از تو چطور باور کنم ؟


تو این قحط وفا که عشق، صورت کیمیا داره


حرف «من» و «تو» رو نزن ، ای من و تو یه جون، دو تن


بدون که از تو عاشقت، فقط سری سوا داره


خوشگلا، خشگلن ولی باز تو نمی شن، کی میگه


خوشگل ِ خالی ربطی با خوشگل ِ خوشگلا داره؟


کی گفته ماه و زهره رو که شکل چشمای توان ؟


چه دخلی خورشیدای تو به اون ستاره ها داره ؟!


تو بودن و نبودنت، یه بغض ِ سنگین باهامه


آسمونم بارونیه تا دلم این هوا داره


من خودمم نمی دونم که از کِی عاشقت شدم


چیزی که انتها نداشت، چه طوری ابتدا داره ؟


نترس از اینکه عشق من با تو یه روز تموم بشه


چیزی که ابتدا نداشت، چه طوری انتها داره ؟!


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
زیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگ