تبلیغات
روزی از روزهای خدا - ترانه دیگه ای از محمد علی بهمنی
شنبه 11 مهر 1394

ترانه دیگه ای از محمد علی بهمنی

   نوشته شده توسط: مهشید    نوع مطلب :زیباترین ها ،

دریا شده است خواهر و من هم برادرش

 

شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

 

خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم

 

تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش

 

می خواهم اعتراف کنم، هرغزل که ما

 

با هم سروده ایم جهان کرده از برش

 

خواهر زمان، زمان برادر کشی است باز

 

شاید به گوش ها نرسد بیت آخرش

 

با خود ببر مرا که نپوسد در این سکون

 

شعری که دوست داشتی از خود رهاترش

 

دریا سکوت کرده و من حرف می زنم

 

حس می کنم که راه نبردم به باورش

 

دریا منم، همو که به تعداد موج هات

 

با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

 

هم او که دل زده است به اعماق و کوسه ها

 

خون می خورند از رگ در خون شناورش

 

خواهر! برادر تو کم از ماهیان که نیست

 

خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش

 

دریا سکوت کرده و من بغض کرده ام

 

بغض برادرانه ای از قهر خواهرش


نیکا
سه شنبه 19 آبان 1394 10:37 ق.ظ
پرفکت خیلی خوب بود
پاسخ مهشید :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
زیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگ