تبلیغات
روزی از روزهای خدا - یکی از ترانه هام
جمعه 10 مهر 1394

یکی از ترانه هام

   نوشته شده توسط: مهشید    نوع مطلب :انجمن شعراندیشه ،

توگوش بی برگ درخت پیچیدساز قدمات


اون روز پاییزی که برگ خش خش می کرد زیرپاهات


چشمات بهم خیره شدومرگ زمان از راه رسید


پرواسه خالی هام شد اون امواج ارومه صدات


 ♪♫•*¨*•.¸¸❤¸¸.•*¨*•♫♪

پایان هرجاده درست مرکز آغوشت می شد


خونم از این من بعد دیگه اَلیاف تن پوشت می شد


عشق تو تو دستای من احساس امنیت می کرد


انقد بامن بودی که بی من فراموشت می شد

 ♪♫•*¨*•.¸¸❤¸¸.•*¨*•♫♪

پلنگه وحشیه چشات رحمی به این دل نمی کرد


دستای پیچک وار تو دست منو ول نمی کرد


آرامشش دنیایی بود شبها لب چشمای تو


هیچ اشکی هرگز چشمه ی چشم تورو گل نمی کرد


amirmansour
یکشنبه 24 آبان 1394 01:20 ب.ظ
کلی ایراد داره که ب موقش باید راجبش بحث کنیم!
پاسخ مهشید : حتماٌ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
زیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگ